به گزارش خبرگزاری حوزه، این روزها شاهد پخش تیزر فیلم سینمایی "نیمشب" به کارگردانی محمدحسین مهدویان هستیم و در این میان، برخی علاقهمندان هنر هفتم وطنی نیز با حضور در سینماها به تماشای این اثر نشستهاند که البته آمار مربوط به فروش گیشه در این رابطه با توجه به شرایط جنگی کشور چندان هم نباید بالا باشد.
ایام برپایی جشنواره فیلم فجر فرصتی دست داد تا با حضور در سینما تربیت قم، از نزدیک به تماشای آخرین محصول سینمایی مهدویان بنشینم و قبل از اشاره به هر نکته ای آنچه به نظرم رسید این که چقدر نیازمند تولید و اکران چنین آثاری هستیم به نحوی که دالّ مرکزی مفهوم و محتوای آنها، تأکید بر استقامت و پایداری در قاموس امر ملّی باشد.
برای آنهایی که هنوز این اثر را ندیدهاند، این توضیح اجمالی لازم است که بدانند"نیم شب"، فیلمی است که جنگ ۱۲روزه را نه از حیث تحلیلهای نظامی، بلکه از زاویه تأثیرات نبرد موشکی بر زندگی روزمره شهروندان روایت میکند و به این نحو نشان میدهد که در بستر چنین روایتی میتوان وحدت و انسجام ملی را در مواجهه با دشمن مشترک به تصویر کشید.
آنطور که پیشتر در رسانهها و در هنگامه برپایی جشنواره نیز اعلام شده بود گویا این فیلم از جمله نخستین آثار سینمایی است که بهشکل مستقیم به جنگ ۱۲روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی میپردازد؛ جنگی که هر چند نمود و ظهور و بروز موشکی و پهپادی داشته، اما تبعات آن، فراتر از عرصههای نظامی، زندگی عادی مردم را نیز تحت تأثیر قرار داده است؛ تأثیری که این روزها گره خورده به جنگ تحمیلی موسوم به نبرد رمضان که دامنه و شدت آن البته وسیعتر بوده است.
با وجود برخی فراز و نشیب ها، محمدحسین مهدویان طی یک دهه گذشته، به یکی از چهرههای شاخص سینمای جریان اصلی ایران بدل شده است. کارنامه او با فیلمهایی چون "ایستاده در غبار"، "ماجرای نیمروز"، "رد خون" و اینک "نیم شب" حاکی از آن است که علاقه اصلیاش، بازنمایی موقعیتهای تاریخی، سیاسی و اجتماعی با لحن مستندگونه و فضایی واقعگرایانه است.
این کارگردان جوان همواره به روایتهای پرتنش، بحرانمحور و مبتنی بر واقعیت اشتیاق داشته و سبک تصویری او از دوربین لرزان گرفته تا میزانسنهای شلوغ و متراکم امضای مشخصی در سینمای ایران پیدا کرده و لذا فیلم اخیر او نیز در امتداد همین مسیر قرار میگیرد؛ با این تفاوت که این بار، حتی از عناصر کلاسیک سینمای داستانی نیز فاصله بیشتری میگیرد.
یکی از تصمیمهای مهم و قابلتوجه مهدویان در نیمشب، عبور از بازیگران ستاره و تکیه بر گروهی از بازیگران کمتر شناختهشده است. این انتخاب، برخلاف جریان غالب تولید در سینمای ایران است که همچنان بر نامهای مشهور برای تضمین فروش حساب باز میکند.
در عوض، مهدویان ترجیح داده تا بخش مهمی از تیم اجرایی و تولیدی خود را از میان همکاران پیشینش، بهخصوص گروهی که در پروژه "زخم کاری" با او همکاری داشتهاند، انتخاب کند. این همافزایی تیمی باعث شده زبان بصری و حالوهوای اثر، یکدست و منسجم باقی بماند.
داستان فیلم بر یک شب بحرانی تمرکز دارد که در آن یک موشک دشمن صهیونی در خیابان بیستویکم یوسفآباد عمل نمیکند و همین اتفاقِ بهظاهر ساده، به گره اصلی روایت تبدیل میشود. فیلم نیم شب در واقع بهجای نمایش صحنههای متداول و پرهیجان جنگی، بر تعلیق، اضطراب و بلاتکلیفی ناشی از تهدید موشکی تمرکز میکند؛ وضعیتی که شهر را به یک میدان جنگ بالقوه تبدیل میسازد.
فیلمساز البته در اینجا تأکید خاصی بر واقعی بودن اتفاقات دارد و این که بسیاری از شخصیتها و تحولات آن شب، از جمله به دنیا آمدن کودک در فضای باز بوستان ریشه در واقعیت دارد. تخلیه اضطراری دو بیمارستان، سردرگمی مردم و تصمیمهای لحظهای نیروهای امدادی، بهشکلی واقعگرایانه و بدون اغراق به تصویر کشیده شدهاند و همین نگاه، اثر را به فضایی نزدیک به مستند سوق میدهد.
"احسان منصوری" در نقش اول فیلم، یکی از باورپذیرترین بازیهای خود را دارد. بازی او، کنترلشده، درونی و بهدور از اغراق است و بهخوبی فشار روانی و اضطراب ناشی از یک بحران موشکی را منتقل میکند. بازیها در مجموع، یکی از نقاط قوت اصلی فیلم محسوب میشود به نحوی که اجمالاً به شکل مؤثری به واقعگرایی اثر کمک نمودهاند.
خلاصه آنکه نیم شب، فیلمی است که جنگ دوازده روزه را نه از حیث تحلیلهای کلاسیک نظامی، بلکه از زاویه تأثیرات جنگ موشکی بر زندگی روزمره شهروندان روایت میکند؛ اثری که نشان میدهد در جنگهای مدرن، حتی موشکی که عمل نمیکند، میتواند یک شهر را تا مرز فروپاشی پیش ببرد اما در بستر چنین روایتی می توان به خوبی وحدت و انسجام ملی در مواجهه با دشمن مشترک را به تصویر کشید.










نظر شما